ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

161

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

مدينه ، كه شورش همزمان با آن به وقوع پيوست ، با موسم حج ارتباط داشته است . « 1 » روايت بلاذرى اين گفته را كه بر اساس آن عثمان چهار تن از واليان خود يعنى معاويه ، عبد اللّه بن سعد ، عبد اللّه بن عامر و سعيد بن عاص را به سبب فرياد نارضايتى و شكوهء مردم فرا خواند ، تأييد نمىكند . « 2 » امّا اين فرض جالب توجّه است ، بدان سبب كه نشان مىدهد چرا سعيد بن عاص اين قدر دير به كوفه بازگشت . زيرا كوفيان فقط زمانى تصميم به قيام گرفتند كه يكى از كسانشان به نام علباء بن هيثم سدوسى به آنها خبر داد به رغم شكايتهايشان از سعيد ، خليفه او را به حكومت كوفه بازگردانده است . « 3 » اين شورش ، چنان كه بلاذرى به احتمال زياد بر اساس روايت ابو مخنف توصيف مىكند ، انفجارى بزرگ بود . اشتر از حمص احضار شد . وى شورش را مهار كرد و ثابت بن قيص انصارى ، نايب الحكومه ، را از كوفه بيرون راند و سپاهيانى در چند جهت اعزام كرد تا امنيّت را در راههاى ورود به شهر برقرار كنند . « 4 » آشكار است كه تمام اين وقايع بايد در عرض چند هفته رخ داده باشد . « 5 » پس از اين رويدادها بود كه سعيد بن عاص ، والى كوفه ، از راه رسيد امّا مالك بن سعيد ارحبى مانع رسيدن او به فرات شد . مالك اشتر كاخ والى را به تصرف درآورد و از ابو موسى اشعرى خواست كه امامت نمازگزاران را در شهر به عهده گيرد و مسئوليت سواد « * » و زكات زمين را به حذيفة بن يمان واگذاشت . عثمان آنگاه عبد الرحمن پس ابو بكر ، و مسور بن مخرمه را فرستاد تا ياغيان را به اطاعت فراخوانند . پاسخ اشتر با لحنى موهن ابراز شده بود ؛ او

--> ( 1 ) ولهاوزن ، خلاصه‌ها و پيش‌نويسها ، ج 4 ، ص 126 ؛ ولهاوزن ، سلطنت عرب و سقوط آن ، ص 29 . ( 2 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 43 - 44 . ( 3 ) همان ، ص 44 ، در روايت زهرى ( اغانى ، ج 11 ، ص 30 - 31 ) نام علباء به اشتباه به صورت على آمده است . علباء بن هيثم از بنى ثعلبة بن سدوس ربيعى را ابن كلبى از سران ( سيّد ) كوفه و نخستين كسى مىداند كه در آنجا مردم را به بيعت على عليه السّلام فرا خواند ( ابن حزم ، جمهرة انساب العرب ، به اهتمام ، لوى پونسال ، قاهره ، 1948 ، ص 299 ) . ( 4 ) سيف بن عمر بنادرست عمرو بن حريث را نايب الحكوم مىداند ( طبرى ، ج 1 ، ص 2928 ) . ( 5 ) اين روايت كاملا با روايت مضحك سيف بن عمر كه طبرى آن را نقل كرده ( همان ، ص 2927 - 2931 ؛ تاريخ اسلام ، ج 8 ، ص 81 - 84 ) در تضاد است . بر اساس روايت سيف بن عمر ، اين شورش خروجى بود به دست گروهى افراد شرور كه از غيبت تمام سران در كوفه سوء استفاده كردند . روايت مختصر زهرى ( اغانى ، ج 11 ، ص 30 - 31 ) نيز وسعت اين شورش را نشان مىدهد . * سواد : سرزمين بين بصره و كوفه و روستاهاى اطراف آن . م